سر شبی دلتنگی اَمونمو برده بود اینجور موقع ها دوای دردم خونه ی بابا بود،یه سر رفتم خونه به مامانم سر زدم ولی با دیدن عکس قاب گرفته بابام بدتر شدم چندساعتی خودمو حفظ کردم تا مامان متوجه حال بدم نشه از در خونه بیرون نزده بودم،که دیدم هوا تاریک شده بود
اغلب رابطه ها به این دلیل شکست میخورند
که وقت بسیاری را به جای لذت بردن از همراهی یکدیگر،صرف
خاطر نشان کردن اشتباهات همدیگر می کنیم
ما همین فرشته های عاشق و ساده بودیم
چه شد که این همه سرسخت و پر از کینه شدیم؟!
بیاییم ساده بگذریم و ساده دوست بداریم
زنان معمولی و سطحی، مردها راتنها در سیبیل های تاب خوردهشانه های عریض،جیب پر از پول،بازوهای قویلبخند دلفریب،چشمان گیرا و نگاه نافذ می بیننداما زنان باهوش و عاقل،به تنها چیزی که اهمیت میدهندهمان چیزیست که درسینه مردها میتپدچون به درستی این را میدانندک
وقتی هستی زندگی زیباست
وقتی تو باشی غم بی معناست
دلخوشیها پررنگ تر
روز طولانی تر وشب مهتابی تر
آفتاب،سوزان نیست آن زمان که
لباسهای تو را روی بند دلم می آویزم
تا با حرارت وجودم رطوبتشان را بازدم کنند
ومن با شیطنت در جیبهایت به جستجوی
س
در سرزمین من هیچ کوچه ای
به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی...
بن بست ها اما فقط زنها را می
شناسد انگار...
در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند...
بانو در این سرزمین به هیچ مردی ابراز علاقه نکن م